سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
49
تاريخ ايران ( فارسى )
باستثناى اپيس در كنار فرات يا شعب آن واقع بوده است . آبهاى فرات بواسطهء دو شعبهء عمده وارد دريا ميشده و شهر اور از بلاد كلده در كنار شعبهء جنوبى و مركز بزرگ تجارت بين مشرق و مغرب بوده ولى به نظر ميآيد كه در آنعهد قديم با هندوستان ارتباط تجارتى نداشته هرچند با مصر « 1 » احتمال ميرود داشته است . دجله اينك به دجله « 2 » مىپردازيم كه از نزديك ديار بكر شروع مىشود و نهرهائى كه از جبال زاگروس جارى مىشود پيوسته به آن منضم ميگردد و اهم اين ضمايم زاب كبير و زاب صغير مىباشد . پس از آن قريب يكصد ميل سير سريع خود را بموازات فرات امتداد ميدهد . از قديم الايام چندين ميل در مشرق رود خواهر خودش مستقلا و جداگانه وارد خليج فارس مىگرديده است . بواسطه ارتفاع سواحل و سرعت سيرش آباديهاى قديم هيچيك در كنار آن واقع نبوده ، بعلاوه اگر كسى در كنار دجله مسكنى اختيار ميكرد بيش از سكنهء كنار فرات در معرض حملات بود . مقدار آبيكه دجله بخليج فارس ميبرد بيش از فرات بوده و هست و فرات براى كشتىهاى بخارى قابل كشتىرانى نيست . كرخه اكنون بذكر روديكه شهر شوش پايتخت ايلام در ساحل يسار آن واقع بوده مىپردازيم . قديما اسم او اوكنو و در نزد يونانيها موسوم به كواسپس بوده و از كوه نهاوند جارى شده در آنجا كه نزديك تختهسنگ كتيبههاى بيستون است و گاماساب نام دارد حركت آن بسيار سريع و از ميان تنگههاى لرستان عبور مىكند . باسم كرخه موسوم نميشود مگر بعد از آنكه وارد جلگه گردد
--> ( 1 ) - كندى ( Kennedy ) مدلل ميدارد كه بازرگانى بين بابل و هند در آغاز مائه هفتم قبل از ميلاد شروع شده است ، رجوع شود به كتاب او « ابتداى تجارت بابل با هند » . « مؤلف » ( 2 ) - نام اوليهء اين رود به زبان سومر ادگنه بوده ، بابليها آن را به لغت سامى دگلت ميگفتند و اين همانست كه در سفر پيدايش تورات باب دوم آيهء چهاردهم حدقل ذكر شده است . معناى كلمهء اصلى معلوم نيست ليكن ايرانيان آن را به لفظ تگره بمعنى ناوك تبديل ( همان لفظ تيغ است كه امروز براى تيغ دلاكى استعمال مىشود ) و تگريز لفظ يونانى از آن مشتق گرديده است . اعراب اين رود را دجله ميگويند و اين كلمه مستعرب لفظ دگلهء بابلى است . « مؤلف »